
چه ناحق کشتی عشقم را
درد و دل هر شبم را
نگاه خسته ام را
باور بی تردیدم را
حرف های عاشقانه ام را
خود سوختم و ساختم
تا رسوا نشود عشق من با تو
اشک های در مانده ام را
آغوش گرمم را
چه دردناک است آنکه بیهوده خاموش شود
ندانستم گناه خوبان چه بود
بدها را پسندیدی
نظرات شما عزیزان:
آجی کوچیکه 
ساعت7:38---27 اسفند 1390
ما بدهکاریم...
به یکدیگر...
وبه تمام"دوستت دارم"های ناگفته
که پشت دیوار غرورمان ماندند...
وما آنها را بلعیدیم...
تا نشان دهیم که منطقی هستیم...
:: موضوعات مرتبط:
<-CategoryName->
:: برچسبها:
<-TagName->